|
دنیای شاهین دنیای من |
موضوعات
آبان 1388
شهریور 1388
تیر 1388
خرداد 1388
فروردین 1388
اسفند 1387
بهمن 1387
دی 1387
آذر 1387
آبان 1387
مهر 1387
شهریور 1387
مرداد 1387
تیر 1387
خرداد 1387
اردیبهشت 1387
فروردین 1387
اسفند 1386
بهمن 1386
دی 1386
آذر 1386
آبان 1386
مهر 1386
شهریور 1386
اردیبهشت 1386
فروردین 1386
اسفند 1385
بهمن 1385
دی 1385
اشتباه! ( زندگي من )
سلام دوستای نازنین...
فقط خواستم بگم ساناز خانوم شما هم باید منو ببخشین...
فکر میکردم از نیروهای دشمن هستین که یه کم ناموزون نوشتم!!
البته هنوزم رو حرفم هستم...فقط خواستم عذرخواهی کنم...همین.
دوستای نازنین معذرت میخوام که ترجمه این آهنگ طول کشید.همین الان شروع کردم و ....
یه کم سخته!!! کلمه ها یه کم ناجور در میان که باید درستش کنم...
تا بعد
بابای
نوشته شده توسط شاهین در پنجشنبه شانزدهم اسفند 1386
لينك مطلب
آزادی ( زندگي من )
آخی...
بالاخره این امتحانات لعنتی هم تموم شد....
با دو برد و یک باخت!!!
فیزیک ۱ رو ترکوندم!! فکر نکنم از ۱۸ کمتر ببرم.
ریاضی ۱ رو هم با یه نمره نرمال قبول میشم...اما ریاضی ۲ مغلوبم کرد!!
البته معلوم نیست اما چشمم زیاد آب نمیخوره...
مهم نیست بابا!!
تا اردیبهشت فقط دو تا درس مونده که اونم می انفجارونم!!!
حالا یه کم فرصت پیدا کردم که واسه کنکور بخونم ..به کارایی که دوست دارم برسم و ...
الانم باید برم پیش کاوه... و بعدش خونه و ....بعدش امپراطور دریا...
وای که چه سریال باحالیه...
از گونگ بگو (عجب اسم باحالی!) خیلی خوشم میاد...اما از طرز فکر جان کوا در مورد عشقی که به گونگ داره حالم به هم میخوره...!
الهی جیزجیگر بگیری که دل گونگ رو شکستی!!!!!!!!!!( البته تا اطلاع ثانوی!).امشب ببینیم چی میشه!!!
خلاصه...
آها راستی یه چیزی...
ساناز خانوم که بعید میدونم اسمتون ساناز باشه.و بعید میدونم که آشنا هم نباشین!!
لطفا شبا کمتر غذا بخورین! بدجوری به هم ریختین..!!
لطفا حاشیه نرین!! من نه میخوام ...نه میتونم و نه خوشم میاد که با کسی دوست شم!!!
دیگه نمیخوام چیز دیگه ای هم در این مورد بشنوم...
متاسفانه نظراتتون هم طوری نبود که بتونم بذارم تو وبلاگم!! در ضمن شئونات اسلامی!!!!!!!!!! رو هم رعایت کنین..!
تا بعد
خوش باشین
نوشته شده توسط شاهین در سه شنبه چهاردهم اسفند 1386
i need youre heart to night ( زندگي من )
سلام دوستای نازنین.
اینم از آهنگی که قولشو داده بودم...اما اصلا وقت نکردم ترجمشو براتون بنویسم.
امروز از دست امتحانای لعنتی خلاص میشم و .......آخ جون!
سعی میکنم دفعه بعد که آپ کردم ترجمش رو هم براتون بنویسم...
و یه چیزی...
خانوم یا آقای بد!!! لطف کنین خودتونو معرفی کنین...هر نظری هم دارین با اسم بذارین...منتظر نظر با مسمای..!! بعدیتون هستم...
تا بعد...
خوش باشین
نوشته شده توسط شاهین در سه شنبه چهاردهم اسفند 1386
i need youre heart to night... ( آواي زندگي )
سلام دوستای نازنین..
این آواز قشنگ از مدرن تاکینگه که شب و روزم رو با این آهنگ میگذرونم...
تنها آهنگیه که تو این شرایط آرومم میکنه...
آهنگشو دفعه بعد براتون میذارم...و اگه تونستم ترجمش رو هم همچنین...
Secret message - for a rendezvous
Distant fire,It's hurting you
It's so sad
Good love goes bad
Tears of love will make me sad
Frozen teardrops
Running with the night
Sorry doesn't always make it right
Tears of love, tears in my heart
Why did love just break apart, break apart
I'm riding on a white swan
I need your heart tonight
I'm riding through a hard storm
Don't treat me like a child
I'm riding on the white swan
I've got that what you need
I'm riding on the white swan
You've got the best of me
On the wings of a nightingale
Playing games
Your love for sale
Then my girl belong to yesterday
Oh return
Don't lose your way
It's more than just
The two of us
Heart is open
Come on, trust
Love I gave for your mystic smile
Should I go
Or stay a while, stay a while
برگرفته از http://gemgents.blogfa.com
نوشته شده توسط شاهین در جمعه دهم اسفند 1386
خاطرات قشنگ زندگی ( زندگي من )
دانشگاه کردستان.حدود ۱ ماه پیش...


غروب خورشید. که از پشت بوم خونمون گرفتم.!


این گربه هم ۲۴ ساعته تو کتابخونه عمومی پرسه میزنه!!!

اینجا هم شهرک بهاران...بالای تپه ی پارک بهاران...و این شخص شخیص!! هم خودمم!



میدان آزادی سنندج

نوشته شده توسط شاهین در چهارشنبه هشتم اسفند 1386
بهار زندگی ( زندگي من )
آخ که چه کیفی داره!!
تنفس بوی عید و دیدن طبیعت که داره جون میگیره و ...........دیدن پرنده های خوشگل که یواش یواش دارن برمیگردن سر خونه زندگیشون!
با اینکه ۲۴ روز تا عید مونده اما از همین الان شور و شوق بهار زندگی تو وجودم ریشه کرده.
احساس آرامش عجیبی دارم...انگار یکی داره ته دلمو قلقلک میده!!!
این ۱ سال ( که هنوز تموم نشده!) زندگی منو تغییر داد.طوری که خوشبختیمو باید مدیون اونایی بدونم که ظاهرا داغونم کردن!
خلاصه مثنوی سال ۸۶ هم داره تموم میشه و بازم طبق معمول این ما آدما هستیم که داریم تغییر میکنیم ...( عین خودم!!)....
طبیعت همون طور که هست میمونه و هر سال با یه تغییر جزیی...
راستش من دیگه نمیتونم مثل سابق تند تند آپ کنم!!!
اوقات فراغتم رو درست و حسابی با اون چیزایی که در حال حاضر در دسترسمه و دوسشون دارم پر میکنم...
و یکیش که خیلی حال میده عکسبرداری حرفه ایه !! از طبیعت و .....
چند وقت پیش که یکی از دوستام عکسایی رو که گرفته بودم دید و گفت چرا نمایشگاه نمیزنی!!!فکر کردم داره مسخره میکنه اما گفت جدی میگم..یصبر کن یه مدت بگذره..هر وقت عکسایی که گرفتی زیاد شد..بهتریناشو جدا کن و بهم بده و ........ منم گفتم: حالا!!!!
همچنان تو بحر کامپیوتر هم هستم.از رفتن به دانشگاه علمی کاربردی هم منصرف شدم.
کامپیوتر عشق منه.من در هر صورت بعد کنکور دنبالشو میگیرم و تا اونجایی که بتونم پیش میرم.
میمونه رشته تجربی خودم و رشته ای که قبول خواهم شد.یه تخصص با مذرک و یه تخصص بدون مدرک!
مگه بده؟
بگذریم از اینا.......
اواخر اسفند که درخت زرد آلوی حیاطمون شکوفه بده چند تا عکس ازش میگیرم و میذارم تو وبلاگم.فقط امیدوارم مثل پارسال قشنگ شکوفه بده...
و دفعه بعد آهنگ وبلاگم رو هم تغییر میدم..!!( نگید نگفتی!!)...یه آهنگ انگلیسی خیلی قشنگه که حدود ۹۰ درصدشو ترجمه کردم...اگه کامل شد با معنیش میذارم تو وبم...
همچنان هم مشغول ترجمه آهنگای مدرن تاکینگ هستم...وای که چه آهنگای قشنگی داره.حدود ۵۰ آهنگ محشرش رو گذاشتم تو گوشیم و شب و روز..............!!
خب...
من برم فعلا...
از بهار طبیعت لذت ببرین...و شاد زیستن رو هم یادتون نره!!
بابای

نوشته شده توسط شاهین در دوشنبه ششم اسفند 1386
مطالب پیشین
![]()
کپی برداری از مطالب وبلاگ فقط با ذکر منبع مجاز میباشد .
All Rights Reserved 2005-2006 © by
donyaye-shaahin.blogfa.com
The Template Designed By Loghman Avand @
www.irlearn.com