|
دنیای شاهین دنیای من |
موضوعات
آبان 1388
شهریور 1388
تیر 1388
خرداد 1388
فروردین 1388
اسفند 1387
بهمن 1387
دی 1387
آذر 1387
آبان 1387
مهر 1387
شهریور 1387
مرداد 1387
تیر 1387
خرداد 1387
اردیبهشت 1387
فروردین 1387
اسفند 1386
بهمن 1386
دی 1386
آذر 1386
آبان 1386
مهر 1386
شهریور 1386
اردیبهشت 1386
فروردین 1386
اسفند 1385
بهمن 1385
دی 1385
امید ( زندگي من )
سلام دوستای نازنین
نپرسین که چرا یه مدت نبودم!!......بماند
الان اومده بودم واسه ثبت نام کنکور دانشگاه آزاد.هم تجربی که رشته خودمه شرکت کردم و هم انسانی!!
میخواستم علمی -کاربردی هم شرکت کنم که یه کم دیر جنبیدم و مهلت ثبت نام تموم شد که البته امیدوارم تمدیدش کنن.راستش من به خاطر یه اشتباه بزرگ اومدم رشته تجربی.
من عاشق کامپیوترم.و خیلی دلم میخواست تو مقطع کارشناسی مهندسی کامپیوتر-نرم افزار رو ادامه بدم.میدونم و مطمئنم که میترکونمش!اما حیف که آرزوم برآورده نشد ... و حالا که میبینم میتونم تو مقطع کاردانی همین رشته دلخواهمو ادامه بدم دیگه....
هر چند مهلتش گذشت.اما امیدوارم تمدیدش کنن و ......و اگه نشد هم زیاد مهم نیست...کامپیوتر هر ثانیه و همه جا در اختیارمه و عمرا هیچی نمیتونه این ارتباط افسانه ای!! رو ازم بگیره...
و این رشته هاییه که انتخاب کردم واسه دانشگاه آزاد
گروه تجربی
کد رشته/شهر انتخاب اول : کد : 3194 - مهندسي كشاورزي-علوم وصنايع غذايي - سنندج
کد رشته/شهر انتخاب دوم : کد : 3196 - مهندسي كشاورزي-زراعت واصلاح نباتات - سنندج
کد رشته/شهر انتخاب سوم : کد : 3191 - زيست شناسي سلولي ومولكولي-ميكروبيولوژي - سنندج
کد رشته/شهر انتخاب چهارم : کد : 3193 - زيست شناسي سلولي ومولكولي-بيوشيمي - سنندج
کد رشته/شهر انتخاب پنجم : کد : 3192 - زيست شناسي سلولي ومولكولي-علوم سلولي ومولكولي - سنندج
کد رشته/شهر انتخاب ششم : کد : 3228 - تكنولوژي محيط زيست-كارداني - سنندج
گروه انسانی
کد رشته/شهر انتخاب اول : کد : 3208 - مديريت بازرگاني - سنندج
کد رشته/شهر انتخاب دوم : کد : 3207 - مديريت صنعتي - سنندج
کد رشته/شهر انتخاب سوم : کد : 3203 - علوم اقتصادي-اقتصادصنعتي - سنندج
کد رشته/شهر انتخاب چهارم : کد : 3202 - علوم اقتصادي-اقتصادبازرگاني - سنندج
کد رشته/شهر انتخاب پنجم : کد : 3205 - علوم اقتصادي-اقتصادپول وبانكداري - سنندج
کد رشته/شهر انتخاب ششم : کد : 3204 - علوم اقتصادي-اقتصادحمل ونقل - سنندج
![]()
![]()
![]()
و حالا مونده تلاش خودم و .......امیدوارم که همه چی درست شه ...همه چی.
فعلا که دارم صبر میکنم.منتظرم.منتظر یکی که.....شاید هم دارم بیخودی منتظرش میمونم.همه چی تموم شده...
اما پیش خودم میگم شاید....شاید بهتر اینکه که منتظرش بمونم که بعدا پشیمون نشم.این تصمیمیه که گرفتم.هر چند تو روزایی که بش احتیاج داشتم به اون صورت کنارم نبود و نیست...اما خب...حالا اوضاع خیلی فرق میکنه...خیلی....
فکر میکنم خیلی بزرگتر از اون شده باشیم که به خاطر بعضی کارای بچگونه همدیگرو فراموش کنیم.البته این ذهنیت منه و شاهید هیچ دوست داشتنی از طرف مقابل وجود نداشته باشه و .........
گذر زمان همه چی رو معلوم میکنه...
یه مدت دیگه تولد کوچولو جونمه و از همین الان و در واقع هفته پیش !! دارم یه فکرایی براش میکنم!!
خوش باشین
نوشته شده توسط شاهین در یکشنبه سی ام دی 1386
لينك مطلب
تولد دنیای شاهین ( زندگي من )
امروز تولد وبلاگمه.
تولد یه زندگی تازه.
تولد تغییر و تحولم.
تولد خاطرات تلخ و شیرینی که هیچ وقت حتی تو ذهنم کمرنگ نمیشن.
به خاطر بعضی مسائل نتونستم امروز برای وبلاگم تولد بگیرم.اما فردا حتما یه جشن کوچولو با دوستام میگیریم...
شاید این به نوعی تولد خودمم باشه.تولد دنیایی که برای خودم ساختم.
تولد احساسات و افکاری که زندگیمو کاملا تغییر داد...
به هر حال...این دنیای منه و واقعا عاشقشم..
تو این یه سال خیلی اتفاقا برام افتاد.خیلی......
خیلی بچه بازی در آوردم.خیلی غصه خوردم.خیلی صاف و ساده به زندگی نگاه کردم و ........
الان که اون مطالب رو میخوندم پیش خودم گفتم:واااااااای...بعضی جاها چقد بچه بودم!!!و در واقع چقد ساده!
چه کارایی که نکردم!و ............
امیدوارم همه چی هر چه زودتر تموم شه...با وجود اینکه واقعا اون شاهین سال قبل نیستم اما.....
هنوزم............
به هر حال
تولدت مبارک دنیای مجازی و پر از خاطره ی من
دنیای شاهین

نوشته شده توسط شاهین در جمعه هفتم دی 1386
افتتاح دومین وبلاگم ( زندگي من )
سلام دوستای گل
چند وقت پیش زد به سرم یه وبلاگ دیگه درست کنم.اما آدرسشو به هیچکس ندم و فقط دلتنگیامو باهاش پر کنم.همین کار رو هم کردم .اما راستش مطلب خاصی رو نتونستم توش بنویسم.(به خاطر بعضی مسائل).
خلاصه امروز یه وبلاگ دیگه با یه اسم دیگه درست کردم و مطالب وبلاگمو توش کپی کردم و وبلاگ اصلی رو حذف کردم.این وبلاگی که الان میبینید همون وبلاگه با همون شکل و شمایل و فقط با یه کم( زیاد) تصرف و تلخیص!!
امیدوارم لذت ببرین
خوش باشین

نوشته شده توسط شاهین در پنجشنبه ششم دی 1386
STOP ( زندگي من )
الان داشتم با خاله فریده جونم چت میکردم.
بهش گفتم فکر میکنم بدجوری خودمو ضایع کردم!!!
همه که میدونن چه خبره..!!!
فقط یه چیزی رو که ازش مطمئنم میگم...من واقعا اون چیزی نیستم که فکرشو میکنید.(راجب این قضیه های اخیر زندگیم)...و هیچ وقت نخواستم این اتفاقا بیفته ولی .......
خلاصه بهم گفت:
فقط کاری کن که خودت از خودت راضی باشی.
و منم گفتم: خودمم اینطور فکر میکنم.
به هر حال...
زندگی میکنیم!!!!!!!!!!!!
نوشته شده توسط شاهین در پنجشنبه ششم دی 1386
راز خوشبختی ( آواي زندگي )
The secret of happiness is not in doing . What one likes but in liking what one does
راز خوشبختی در انجام کاری که دوست داریم نیست، بلکه در دوست داشتن کاری است که انجام می دهیم
All animals, except man, know that the principal business of life is to enjoy it
همه حیوانات، به جز انسان، می دانند که هدف اصلی زندگی، لذت بردن از آن است
All seasons are beautiful for the person who carries happiness
whitin
همه فصل ها برای کسی که خوشبختی را در درون خود دارد، زیبا هستند .
Action may not always bring happiness, but there is no happiness without action
عمل ممکن است همیشه خوشبختی را به دنبال نداشته باشد اما بدون عمل هیچ خوشبختی ای در پی نیست
برگرفته از وبلاگ

نوشته شده توسط شاهین در دوشنبه سوم دی 1386
O.K ( زندگي من )
وای که چقد هوا سرد شده.
بعد از شهر پنج شنبه یه خورده حالم بد شد...شب خوابیدم به امید اینکه صبح بهتر شم.اما جاتون خالی..!!
صبحش که از خواب پا شدم فکر میکردم یه وزنه چند تنی گذاشتن رو قفسه سینم!! خلاصه با هر بدبختی بود رفتم سر جلسه آزمون قلم چی و ........بعدش با امید و امین رفتیم مغازه که کار ثبت نام اینترنتی آزمون سراسرس رو یه سره کنیم!
همین که رسیدیم مغازه بخاری رو روشن کردم و پریدم بغلش!!! امین گفت من یه کاری دارم میرم و زود برمیگردم...
یه نیم ساعتی گذشت...
امید مشغول زیر و رو کردن کامپیوتر بود و منم تو بغل بخاری!! داشتم کیف میکردم!!!
حدود یه ساعت بعد امین و کاوه هم اومدن(این کاوه رو با اون یکی اشتباه نگیرید!!!)...
و.............تولد تولد تولدت مبارک!!!!!!!! و بعدش یه کیک بزرگ و کادو و .........
بابا اینا دیگه چه جور آدمایی هستن!!!
جمعه ۳۰ آذر تولد امید بود و قبلش اصلا بهم نگفته بودن!!!تا اون لحظه ای که تولدشو بهش تبریک گفتن و....
خلاصه بعد از اعمال یه سری برخورد فیزیکی و چهار تا فحش آبدار از جانب من به خاطر پنهان کردن یه همچین مساله حیاتی !..جشن شروع شد و تا دو ساعت فقط جیغ و داد و هوار بود که خیابون سفری رو پر میکرد...!!!
با وجود اینکه حالم خیلی بد بود ولی خداییش خوش گذشت..
امروز یه کم بهترم...و دارم بهترم میشم.فکر کنم رکورد سریعترین بهبود رو شکستم...در عرض دو روز تونستم یه سرما خوردگی خیلی سخت رو ناک اوت کنم!! بدون دکتر رفتن!! و با اعمال یه سری دستورالعمل های تغذیه ای روی خودم...
وضعیت درسی هم بالاخره بعد از چهار سال رو به بهبود گذاشت.
تو این آزمون آخر قلم چی زدم جلوی هر ۳ تا دوست درس خونم!! که تو این دو هفته روزی ۱۲ ساعت درس خونده بودن!!!
و دفعه بعد میخوام کولاک کنم...اینبار میخوام ترازم بین ۶۰۰۰ تا ۷۰۰۰ باشه و ....ببینیم چی میشه.
همه ی این اتفاقای خوب به کنار.تنها چیزی که آزارم میده تنهاییه.تنهایی از اون لحاظ!!!
فکر کنم بعد یه ماه وقت اون باشه که یه خورده تخس بازی در بیارم و ....
کاش عشق واقعیمو پیدا میکردم...
کاری به نظر دیگران تو این مورد ندارم.این منم که این نیاز رو حس میکنم نه دیگران.و وقتی قرار نیست گذشته برگرده سر جاش.پس همون بهتر که فراموش کنم ...و به احتمال زیاد با پیدا کردن یه........
وای....خدا رحم کنه...!!!
خوش باشین

نوشته شده توسط شاهین در یکشنبه دوم دی 1386
مطالب پیشین
![]()
کپی برداری از مطالب وبلاگ فقط با ذکر منبع مجاز میباشد .
All Rights Reserved 2005-2006 © by
donyaye-shaahin.blogfa.com
The Template Designed By Loghman Avand @
www.irlearn.com
