|
دنیای شاهین دنیای من |
موضوعات
آبان 1388
شهریور 1388
تیر 1388
خرداد 1388
فروردین 1388
اسفند 1387
بهمن 1387
دی 1387
آذر 1387
آبان 1387
مهر 1387
شهریور 1387
مرداد 1387
تیر 1387
خرداد 1387
اردیبهشت 1387
فروردین 1387
اسفند 1386
بهمن 1386
دی 1386
آذر 1386
آبان 1386
مهر 1386
شهریور 1386
اردیبهشت 1386
فروردین 1386
اسفند 1385
بهمن 1385
دی 1385
ببینیم چی میشه... ( زندگي من )
دارم به آخرین تصمیماتی که گرفتم نزدیک میشم...
عکسای روز تولد با چند روز تاخیر احتمالا فردا تو وبلاگم جا خوش میکنه...
و تا بعد
خوش باشین



نوشته شده توسط شاهین در چهارشنبه سی ام آبان 1386
لينك مطلب
دنیایی که یه کم دیر شناختمش ( زندگي من )
سلام دوستای نازنین.
احتمالا دفعه بعد که آپ میکنم مینویسم دوست نازنین!!!
چون تعدادشون داره با سرعت سیر نور کم میشه!! یه سری اتفاقات افتاده و ادامه داره و قراره بازم بیفته!!که این بار صد در صد میشکنه!!بماند تا وقت خودش ...........وقتش که شد میگم بهتون چی شده و چی تو ذهنمه و برای آیندم چه تصمیمی گرفتم....
جشن تولد هم گرفته شد...که ای کاش میومدید و لذت میبردید...اولین چیزی که به ذهنتون میرسید مجلس ختم بود!!!فقط حیف یادم رفت خرما بیارم.حالا چرا اینجوری شد؟اونم بعدا که وقتش شد بهتون میگم...
به هر حال...۲۱ آبان تولدم بود ولی دیروز گرفته شد.راستش دیروز خودم به اندازه کافی از دست اتفاقات افتاده خورد بودم و......بگذریم.
به دلایلی نتونستیم همون جایی که بودیم عکس بگیریم.اما آخر شب دق دلی مون رو در آوردیم و ۴۰-۳۰ تا عکس گرفتیم!!!که چند روز دیگه میذارم تو وبلاگم(به شرطی که سو استفاده نکنین!!!)...و قراره که یه تولد دیگه هم بگیریم.البته نمیشه گفت تولد.اتفاقات اخیری که تو زندگیم افتاده و این آخرین ارتباط که به خاطر خیلی مسائل داره به هم میریزه...طوری داغونم کرده که شورای حل اختلاف(سعید و کاوه و همچنین خودم)تصمیم به گرفتن یه جشن کوچولو گرفتیم.برای اینکه بدونیم هر اتفاقی برای هر کدوممون بیفته...هر اتفاقی...همیشه کنار هم خواهیم بود و هیچکس نمیتونه ما رو از هم جدا کنه.تو این شرایط اینقد به این دو تا دوست عزیز نیاز دارم که........و امیدوارم وقت خودش منم بتونم دوست خوبی براشون باشم...
و همچنین امیدوارم آخرین اتفاق زندگیم به تلخی گذشته ها نباشه و اگه شد..............خب بهتون میگم چه تصمیمی گرفتم....
تا بعد
خوش باشین

نوشته شده توسط شاهین در چهارشنبه بیست و سوم آبان 1386
تولد ( زندگي من )
سلام ...
چی بگم؟امروز تولدم بود...اما به جای شادی ...صبحش نشستم ...همون!!
فردا قراره تولد بگیریم.من و کاوه و سعید و دو نفر دیگه ( به زودی معرفیشون میکنم).
حداقل نمیخوام فردا رو به کام این سه تا دوست و ........ تلخ کنم.به جرات میتونم بگم تو این دنیا فقط همین ۴ نفر برام موندن.
بماند
خوش باشین
نوشته شده توسط شاهین در دوشنبه بیست و یکم آبان 1386
یه جورایی شدم ( زندگي من )
سلام بنده خدا...جون هر کی دوست داری توام نشو سوهان روح من...
تو دیگه از کجا منو میشناسی؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟
آره ۲۱ آبان تولد منه...در ضمن پیشاپیش نه ژیساژیش!!!!!!!!!
اگه خودتو معرفی کنی خیلی خوشحال میشم...
این از این.
یه چند تا اتفاق وحشتناک برام افتاده.هم مسائل خانوادگی و هم.....
یه خوابایی دیدم که...نمیدونم چه طوری بگم...انگار یه کسی میخواد یه چیزی بهم بگه.در چه مورد درست نمیدونم.
انگار یه چیزی داره بهم میگه صبر کن...حالا چی شده که اینقدر این خواب و خیالا برام جدی شده نمیدونم...
یه جورایی شدم.اون عشق پاکی که تو وجودم بود کاملا برگشته.حسش میکنم.اما فقط برگشته پیش خودم.اون احساس آسمونی...اما هنوز نتونسته عاشق کسی باشه.آره...
من هنوز نتونستم عاشق کسی باشم....این حرفم خیلی براتون تعجب آوره...نه؟
خب...هنوز آینده من معلوم نیست.فقط باید آروم باشم و صبر کنم....
همین
نوشته شده توسط شاهین در پنجشنبه هفدهم آبان 1386
آشنایی ( زندگي من )
امروز با یکی از همکلاسیای پیش دانشگاهی بعد از ۲ سال دوست شدم!!
در واقع این پسر اولین نفریه که اجازه دادم باهام ارتباط برقرار کنه.اونم به خاطر زندگی و اتفاقاتیه که براش افتاده.پسر خوبی هم به نظر میاد.شماره تلفنش رو گرفتم که ای.....اگه شد بتونیم با هم صمیمی شیم...البته اگه بتونم.ضمن اینکه یه جورایی مثل خودمه.البته یه کم.
دیشب با خالم حرف زدم.البته نه اون خاله!!!این یکی خاله. و کل جریاناتی رو که برام اتفاق انداخته بودن !!!براش گفتم.راجب دختر خالم و بلاهایی که سرم آورد و از اون بدتر حرفای خاله جونم!!!
خلاصه .تو دادگاه خانوادگی تبرئه شدم و دختر خالم به زجر و خانواده خالم هم به طرد متقابل از جانب من محکوم شدن!!حالا چرا زجر برای دختر خالم؟چون بعد از اون جریانات و قطع ارتباطی که باهاش کردم..خانوادش همه چی رو فهمیدن و حالا حرف هیچ کس رو هم قبول نمیکنه.کاش یه لحظه به کارای احمقانش فکر میکرد.واقعا داشتم موفق میشدم.چون میدونستم دردش چیه و زبون حرف زدن باهاشو بلد بودم.اما حالا با کاری که کرد ولش کردم که بدونه بردن آبروی کسی که داره بهش کمک میکنه چقد احمقانس.اونم با اضافه کردن چند کیلو پیاز داغ و تحویل دادن به خاله جان!
بگذریم...
خوش باشین دوستای مهربون

نوشته شده توسط شاهین در چهارشنبه شانزدهم آبان 1386
عادت ( زندگي من )
بعد از مدتها تلاش تونستم خودمو قانع کنم که میشه از همه دل برید و زنده موند و از همه مهمتر شاد بود...چند روزه که رفتم سر کار.سرمو به کار و کامپیوتر و گاهی اوقات درس گرم کردم.حالا خیلی راحت تر با خودم..گذشتم و آینده نامعلومم کنار میام.حالا خیلی بهتر تنهایی رو ساپورت میکنم!!! و .....
به هر حال...
من برم....
خوش باشین
نوشته شده توسط شاهین در یکشنبه سیزدهم آبان 1386
آتش بس ( زندگي من )
نمیدونم کی قراره این جنگ اعصاب و ناراحتی های روانی و ........ تموم شه؟
چند روزیه بد جور دفسرده شدم.این بار نه به خاطر زندگی خودم.یه مدته دارم وبلاگ دوستام و خواننده های وبلاگمو موشکافی میکنم...بعضیاشون وقعا اشک آدمو در میارن..از وبلاگ دختری که از غم از دست دادن پدرش داره خون گریه میکنه و هر شب خواب پدرشو میبینه.تا وبلاگ مادری که به خاطر مشکل پسرش.........و ده ها و صد ها و هزاران وبلاگ دیگه ای که نویسنده های اونا هر کدوم مشکل و غم مخصوص خودشونو دارن و من این وسط....واقعا دارم چی کار میکنم؟چقدر دلم میخواست تک تک مشکلاتشونو برطرف کنم.کاش میتونستم حداقل باهاشون همدلی کنم و ......اما واقعا نمیشه .میشه؟نمیدونم ...شاید با چند نفرشون بتونم حرف بزنم..اما خوب..با حرف هم مشکلی حل نمیشه.کاش یه دارویی...میوه ای...قرصی (به جز اکس!!) اختراع میشد که مردم با خوردنش هر چی ناراحتی و مشکله فراموش میکردن....
اما جدای از شوخی...تنها چیزی که به ذهنم میاد این دو جمله قشنگه:
خدایا به من کمک کن آن چیزی را که میتوانم تغییر دهم و آن چیزی را که نمیتوانم بپذیرم.و مرا بینش آن ده که تفاوت این دو را ببینم
میدونم که زندگی کردن بدون مشکلات غیر ممکنه.پس امیدوارم هیچکدوممون نذاریم این مشکلات هر چند بزرگ روی روحیات و زندگیمون اثر بذاره..(حالا یکی بیاد اینا رو برای خودم بگه!!!)
همیشه خوش باشین

نوشته شده توسط شاهین در چهارشنبه نهم آبان 1386
پرواز ( آواي زندگي )
اقیانوس ( آواي زندگي )
yore my herat ( آواي زندگي )
درخت سیب ( آواي زندگي )
گل سرخ ( آواي زندگي )
انتظار ( آواي زندگي )
مطالب پیشین
![]()
کپی برداری از مطالب وبلاگ فقط با ذکر منبع مجاز میباشد .
All Rights Reserved 2005-2006 © by
donyaye-shaahin.blogfa.com
The Template Designed By Loghman Avand @
www.irlearn.com
