|
دنیای شاهین دنیای من |
موضوعات
آبان 1388
شهریور 1388
تیر 1388
خرداد 1388
فروردین 1388
اسفند 1387
بهمن 1387
دی 1387
آذر 1387
آبان 1387
مهر 1387
شهریور 1387
مرداد 1387
تیر 1387
خرداد 1387
اردیبهشت 1387
فروردین 1387
اسفند 1386
بهمن 1386
دی 1386
آذر 1386
آبان 1386
مهر 1386
شهریور 1386
اردیبهشت 1386
فروردین 1386
اسفند 1385
بهمن 1385
دی 1385
you are not alone ( زندگي من )
سلام دوستان خوبم.سرتيتر امروزم عنوان يكي از آوازهاي گروه گفتگوي مدرنه ....كه معنيش اينكه تو تنها نيستي..ميدونيد امروز برام اتفاق جالبي تو مدرسه افتاد.يكي از دوستاي سال گذشته كه با هم ارتباط خيلي زيادي هم نداشتيم اومد پيشم(من و اين دوستم تو مدرسه با گربه ها هم حرف نميزنيم!!)منم كه غرق دنياي خودم و تو غم و غصه بودم........خلاصه...با هم سلام و احوالپرسي كرديم و منم فقط سرم رو تكون ميدادم!!!دوستم نگام كرد و گفن :چته شاهين....؟خيلي بي حالي.....(اون لحظه داشت گريم ميومد ولي بخير گذشت!)گفتم:از دست زندگي .اعصابم به هم ريخته.......دلم ميخواد هر چه زودتر بميرم راحت شم....دوستم آهي كشيد و بهم گفت ميدوني شاهين تو اين سن درون آدم از جنگ جهاني بد تره!ببين...منم مشكل تو رو داشتم....همش هم از دستش فرار ميكردم....اما ول كن نبود.بالاخره نشستم و با خودم فكر كردم مشكلم چيه؟چرا هميشه ناراحتم؟چرا............و اينقد گفتم چرا و دنبالش رفتم كه پيداش كردم....و الان نميگم كاملا حالم خوبه اما خيلي خيلي بهترم..در واقع اون يه ذره هم جزو مشكلات و دغدغه هايي مثل كنكور و از اين جور چيزاس.(منم روم نشد بهش بگه.احساس تنهايي شديد ميكنم و فكر ميكنم به يه .........نياز دارم.البته خوب اين يكي از مشكلاتمه)شاهين... تو هم سعي كن از دستش فرار نكني......پيداش كن و باهاش بجنگ.تو تازه اول راهته.............و........آخر سر گفت:اميدوارم هميشه خوش و خرم و موفق باشي و هميشه شادي هاتو ببينم......وقتي رفتم سر كلاس و به حرفاش و خودش فكر كردم...علاوه بر اينكه ميديدم تمام حرفاش درسته...احساس آرامش عجيبي ميكردم......ديدم من هنوز تنها نيستم و يه دوستايي دارم كه به فكرم هستن...هر چند .نباشن... اما با تمام اين حرفا من هنوز دنبال كسي هستم كه ميشه با هم باشيم و منو به آرامشي كه سالهاست منتظرشم برسونه.......اميدوارم هيچ كس تنهايي و احساس بي كسي رو تجربه نكنه.......
خوش باشين دوستاي خوبم
نوشته شده توسط شاهین در دوشنبه سی ام بهمن 1385
لينك مطلب
در جستجوی حقیقت ( زندگي من )
سلام همراهان همیشگی.....زندگی همچنان میگذرد....آره.همچنان و بدون کوچکترین تغییری....میدونید...هر چی فکر میکنم دلیلی برای اینکه چرا زنده ام پیدا نمیکنم....نترسید نمیخوام خودکشی کنم(حالا از خداتونم هست)...اما جدا.. فکر میکنم بیخودی دارم زندگی میکنم...دیگه احساس غم و غصه زجر آور رو ندارم...اما حالا احساس خلا میکنم....احساس یه آدمی که هیچ هدفی تو زندگیش نداره....احساس کسی که فقط مرگ میتونه آرومش کنه...... میدونید....تنهایی بد جوری آزارم میده...تو مدرسه با هیچ کس حرف نمیزنم....باور میکنید؟ با هیچ کس.(البته از هیچ کدوم از دانش آموزها هم خوشم نمیاد...چون به شدت ناخالصی دارن)شب هم بر میگردم خونه.....کلا ۱۰ کلمه حرف نمیزنم.....امروز خیلی خیلی ناراحت بودم...البته الان هم هستم اما کمتر....تنها چیزی که آرومم میکنه کامپیوترمه....میدونید.....وقتی کامپیوترو روشن میکنم و به دنیای خودم قدم میذارم احساس میکنم تو بهشتم...کامپیوتر که مثل آدما (نه همه) پست و دروغگو نیست...کامپیوتر که تنهات نمیذاره....همیشه همراهته.....باور میکنید این شی بی جون چقد تو زندگیم تاثیر گذاشته؟من زندگیمو مدیون کامپیوترمم....واقعا راست میگم.....حالا همه میگن همین کامپیوتر بدبختت کرده...نه ..هر کسی این حرفو بزنه با کمال معذرت میگم بیخود......اگه این کامپیوتر نبود من به خیلی از حقایق زندگی پی نمیبردم...باور میکنید من خوبی رو از کامپیوترم یاد گرفتم...شاید بگید این پسره از تنهایی دیوونه شده.....آره ...تنها هستم...اما فعلا دیوونه نشدم....نمیدونم چرا اینجوریم....همین حالا هم دارم با گریه وبلاگمو مینویسم....خیلی دلم از دست این دنیا گرفته.....خیلی....نمیدونم....شاید من احساساتیم....اما فکر میکنم این دنیا واقعا مشکل داره...آدماش....رفتاراشون....زندگی....همه چی به هم ریخته.....
دلم میخواست طور دیگه ای باشم...

نوشته شده توسط شاهین در پنجشنبه بیست و ششم بهمن 1385
طوفان ( زندگي من )
سلام دوستان...بی مقدمه.....اصل مطلب.امروز با دوستم رفته بودیم کافی نت...(از فرط بی کاری).میخواستیم بریم که......سلام....خوبی؟صفحه مانيتور و فرستنده پي ام رو ديدم خشكم زد..........يه دفعه تمام اين ۴-۳ سال اخير زندگيم مثل يه جرقه از ذهنم گذشت.......تمام غم و دردام......تمام زندگي مزخرفم..........اون لحظه زياد بهش فكر نكردم......اما پس لرزه هاش الان داره اذيتم ميكنه.....ميدونيد كي بود؟اولين دختري كه بعد از يه مدت چت از افكارش خوشم اومد و فكر ميكردم ميتونستيم دوستاي خوبي براي هم باشيم.....مخصوصا اون وقت كه زمان اوج مشكلات روحيم بود.....اما ...اين دوستس قبل از اينكه شروع شه به هم ريخت....ميدونيد چرا؟بهتون ميگم......اون بهم ميگفت دوسم داره.....ميگفت مثل برادرشم.....ميگفت........اما هيچ وقت حاضر نشد منو ببينه.......منم اينو اونجوري براي خودم تفسير كردم كه دوسم نداره و همه حرفاش شعاره و از همه مهمتر داره منو سر كار ميذاره و من شدم بازيچه دستش.......حالا واقعا اينجوري بود يا نه هنوزم نميدونم......اما به نظرم خيلي كار خوبي كرد.....چون بعد از اون اتفاقاتي تو زندگيم رخ داد كه تقريبا ۲۷۰ درجه تغيير كردم.....هر چند شكستاي تلخي خوردم...اما تجربه هاي جالبي بود و نتيجه اين بود كه الان احساس خوشبختي ميكنم و از همه مهمتر ديگه به هيچ دختري فكر نميكنم....چون فهميدم كه...............به هر حال ....حرف خاصي نزد.....مي خواست چت رو ترك كنه اومد ازم خداحافظي كنه......فقط حرفي زد كه اگه واقعا از ته دل گفت جوابش اينه. ... جان.....منم تو رو مثل خواهرم دوست داشتم.... افسوس كه....................اميدوارم هميشه خوش باشي.....خوب .....نميدونم چي بگم......ذهن زيبا.....آره........ذهن زيبا........................
خوش باشين

نوشته شده توسط شاهین در سه شنبه بیست و چهارم بهمن 1385
sailor mercury ( بازيهاي كامپيوتري )
شلوغستون ( زندگي من )
سلام دوستای خوبم.این مدت اینقد سرم شلوغ بود فرصت وبلاگ نویسی نداشتم....درس و بازی تمام وقتمو گرفته.....بالاخره با هزار مصیبت رفتم پیش دانشگاهی.....روزای دوشنبه وپنج شنبه تعطیلیم.....ساعت ۳ میریم سر کلاس تا ۷:۲۰ ..از اونور هم من باید برم کلاس زبان......شب هم از فرط خستگی میشینم تا ۵ صبح بازی میکنم.!!!!!!! حدود ۴ روزه اومدم پیش دانشگاهی و یه هفته دیگه هم امتحان ترم اول دارم....از ۸ تا درس ۱۸ تاشو میفتم..!!!!!!!!ولی با این حال مهم نیست...چون ۳ بار دیگه تا شهریور امتحان میگیرن.... پیشنهاد میکنم شما هم بیفتید دی ماه ....خیلی خوش میگذره.....!!!!!!!!!میدونید الان زندگیم واقعا رو چرخ و فلکه......فقط مادرم کمی تا اندکی گیر ۴ پیچ میده......شاهین درس بخون....درس بخون شاهین....شاهین بخون درس.....بخون شاهین درس......بخون درس شاهین........شاهین الهی پرات بریزه با این درس خوندنت......برو از شتر مرغ یاد بگیر...هم تخم میذاره.......هم گرونه......هم خوب میدوه..........شاهین الهی سرطان هپاتیت مانور بگیری با این درس خوندنت.......شاهین.............آی....اگه کوالا هم به جای من بود دیوونه میشد.........یه چند روزیه به شدت سرما خوردم....من ۴ سال بود سرما نخورده بودم......برادرم از اهواز برام سرما خوردگی سوغات آورد و برگشت!!!!!!!!!! الان خیلی حالم بده.......راستی...نازنین خانوم گفته بودن تنبلی کم مطلب مینویسی....به خدا وقت ندارم...همینم به زور نوشتم.......خوب من حالم بده...بهتره برم یه خورده بازی کنم شاید حالم بهتر شد!!!!!!!!!!
خوش باشین

نوشته شده توسط شاهین در شنبه بیست و یکم بهمن 1385
آرامش ( زندگي من )
سلام دوستاي خوبم....خوش مي گذره؟به من كه خيلي.چند روزيه كه آرامش عجيبي دارم....احساس بي وزني ميكنم...احساس آزادي....احساس يه غنچه اي كه داره باز ميشه....اميدوارم بعد از اون همه عذاب....منم طعم يه زندگي خوب رو بچشم و اين حس هميشه همراهم باشه....برادرم چند روزيه كه از اهواز برگشته و ۶۴ ساعته سرش تو كتابه...آخه اون دانشجوي فوق ليسانس رشته آلودگي هوا تو دانشگاه آزاد اهوازه.....مثل من كه نيست بيفته دي ماه.....و با هزار بد بختي درساشو پاس كنه....راستي رياضي هم قبول شدم.....فكر مي كنيد چقد بردم؟....۱۱......واقعا مسخرس .....مي خواستم بيست ببرم كه به خاطر اتفاقي كه افتاد.........مهم نيست.....بي خيال....پاس شده ديگه
...از فردا هم ميرم پيش دانشگاهي...و....از نو.........شاهين بازي نكن.....شاهين درس بخون.......شاهين نرو بيرون.....شاهين نخواب.........شاهين.........اين چه نمره ايه؟برو از دختر خالت ياد بگير!!!!!!!!!!!!شاهين برو بمير...........شاهين................اي خدا......واقعا اين درس هم شده يه معضل بزرگ.....ولي خوب......به دانشگاه نزديك شدم.واين خيلي برام خوبه...چون ديگه گير نميدن...اميدوارم بتونم به اون چيزي كه ميخوام برسم.اين آرزو رو براي همه شما دارم....اميدوارم هميشه خوش باشين و به آرزوهاي خوبتون برسين....هر چند خوب و بد نسبيه....(اي بابا ..تا بحث فلسفي رو شروع نكردم بهتره خداحافظي كنم)...
خوش باشين عزيزان

نوشته شده توسط شاهین در جمعه سیزدهم بهمن 1385
sailor mercury ( بازيهاي كامپيوتري )
sailor moon ( بازيهاي كامپيوتري )
sailor moon ( بازيهاي كامپيوتري )
sailor venus ( بازيهاي كامپيوتري )
ديدار ( زندگي من )
سلام دوستان.امروز حالم خيلي بهتره....اتفاق خاصي نيفتاده..فعلا كه خودمو زدم به بي خيالي ......ميدونيد.امروز رفتم خونه يكي از اقواممون مهموني.....كسي رو ديدم كه چند سال بود نديده بودمش......البته من كلا ۲۰ كلمه هم نتونستم حرف بزنم....آخه جلوي جمع خيلي راحت نيستم......راستش خيلي هم باهاشون صميمي نيستم...خيلي دوسشون دارم.خوب..... آخه زياد هم با هم نبوديم ....بگذريم.....امروز فقط داشتم به خالم نگاه ميكردم....البته خالم نيست واقعا...ولي من بهش ميگه خاله....ميدونيد خيلي دلم براش تنگ شده بود...خيلي....ولي حيف نتونستم باهاش حرف بزنم.....يه بچه خوشگلو بامزه داره كه اسمش نواست.با وجودي كه كلا بچه ها باهام زود صميمي ميشن ولي نوا اصلا تحويلم نگرفت.!!!!!!!!!!چند بار هم چشمك زدم كه با اخمش روبه رو شدم!!!!!خوب ديگه اين اولين بارش بود كه منو مي ديد....خلاصه.....اميدوارم بازم بتونم ببينمشون و بتونم يه كم باهاشون حرف بزنم......وقتي فكر ميكنم كه بعضي آدما ......حالا به هر دليلي با هم قطع رابطه ميكنن....يا بينشون كدورت پيش مياد.......خيلي ناراحت ميشم....باور كنيد اين دنيا ارزششو نداره كه به خاطرش دل همو بشكنيد....نه حرفام شاعرانه نيست.واقعيت اينه..اين دنيا بدون عشق و علاقه و محبت يه ارزن ارزش نداره يا به قولي (به ترپه نايژي)...اميدوارم همه با عشق و علاقه و با دلي پر از اميد زندگي خوبي داشته باشن........و مثل من .................
عاشق چشماي توام كه شيشه عمر منه قلبي كه عاشق توئه كاري نكن كه بشكنه
كاشكي مي شد بهت بگم حرفايي رو كه تو قلبمه نميدوني عاشقتم،به جز تو ميدونن همه
اوني كه عشقه تو نگاش..كاشكي تو خوب بودي باهاش دوست دارم..دوست دارم...يه ذره دوسم داشته باش
اوني كه عشقه تو نگاش..كاشكي تو خوب بودي باهاش دوست دارم..دوست دارم...يه ذره دوسم داشته باش
خوش بگذره دوستاي خوبم
نوشته شده توسط شاهین در دوشنبه دوم بهمن 1385
sailor venus ( بازيهاي كامپيوتري )
sailor moon ( بازيهاي كامپيوتري )
sailor jupiter ( بازيهاي كامپيوتري )
sonic riders ( بازيهاي كامپيوتري )
sailor moon ( بازيهاي كامپيوتري )
sailor mercury ( بازيهاي كامپيوتري )
sailor mars ( بازيهاي كامپيوتري )
sailor jupiter ( بازيهاي كامپيوتري )
sailor moon ( بازيهاي كامپيوتري )
مطالب پیشین
![]()
کپی برداری از مطالب وبلاگ فقط با ذکر منبع مجاز میباشد .
All Rights Reserved 2005-2006 © by
donyaye-shaahin.blogfa.com
The Template Designed By Loghman Avand @
www.irlearn.com